....مرد تمام شب ، تمام هفته ، تمام ماه و سال و سال ها
اما نیافت !
...پس بیهوده رفت
و در راه رفت پی جاده نرفت ، فقط رفت
چون نیافت باز هم رفت
روز و هفته و ماه و سال ها
صدای برگ های زیر پایش صدای پاییز
سردی پاهایش برف زمستان
خیسی شانه هایش باران بهار
او باران را می دانست
شب ها و هفته ها و ماه ها و سال ها بارانی بود
گریه کن ای دوست باران نزدیک است
No comments:
Post a Comment