
روحم آزرده مرا وسوسه بیهوده مکن- دگر این لحظه تن پاک من آلوده مکن- یاریم کن که رود از یادم غم دیرینه این خاطره ها- شوق پرواز سرا پای مرا می کشد تا پس این پنجره ها- پیش رویم بگشا پنجره ای تا از آن پنجره پرواز کنم- روحم از قید تن آسوده شود هستی دیگری آغاز کنم-
Thursday, June 17, 2010
Tuesday, June 8, 2010
تولد تلخ

این چه تولدیست که جای ارمغان خوشحالی و سرور ، غم رو برای من کادو میکنه؟
همه دیگه فهمیدن خردادبرای من شده ماه غم. ماهی که توش به گذشته بر می گردم که چرا از دست دادمت
چرا بایدتولدت رو فقط برای خودم یاد آوری کنم؟ چرا نیستی که بهت تبریک بگم؟
کاش الان بودی نه اون موقع. الانی که احساس میکنم میتونم نگهت دارم. کاش بودی
کاش روز هایی که با هم کنار دریا قدم می زدیم رو الان داشتم تا به جای قدم زدن از عشقم صحبت کنم
از عمق علاقه ام . از این که چرا 4 سال بعد جدایی از تو هنوز کسی بیشتر از چند ماه با هام نمونده
از این که هیچ کس نمی تونه جای تورو برام پر کنه
از اینکه دارم حسرت روزهایی که با تو بودم و ارزش تو رو ندیدم رو می خورم
از اینکه جا هایی که با هم تو برف و بارون و گرما قدم می زدیم رو یاد خودم می آرم
از این که بی تو زندگی نکنم
شمع امید به سوی خاموشی نهایی
در جستجو برای تنها ره رهایی
تشنه لب سرابی
خشکیده در حبابی
شنزار و باد و طوفان
راه نجات ایمان
Subscribe to:
Posts (Atom)
