Friday, January 7, 2011

روزگار سخت

رگ خواب این دل تو دست تو بوده
ترک های قلبم شکست تو بوده
منو با یک لبخند به ابرا کشوندی
با یک قطره اشکت به آتش نشوندی
مدارا نکردی با دلواپسی هام
ندیده گرفتی غم بی کسیمو
با این آرزویی که بی تو محاله
یک شب خواب آروم فقط یک خیاله
چقد حیفه این عشق همینطور هدر شه
یکی از من و تو بره دربه در شه
باید سر کنم تاهمین جای خالیت
حالا تو نبودم بگو در چه حالی
مدارا نکردی با دلواپسی هام
ندیده گرفتی غم بی کسیمو
با این آرزویی که بی تو محامه
یک شب خواب آروم
فقط یک خیاله

1 comment:

  1. در خلوت روشن با تو گریسته‌ام
    برای خاطر زنده‌گان،
    و در گورستان تاریک با تو خوانده‌ام
    زیباترین سرودها را
    زیرا که مرده‌گان این سال
    عاشق‌ترین زنده‌گان بوده‌اند.
    دست‌ات را به من بده
    دست‌های تو با من آشناست
    ای دیریافته با تو سخن‌می‌گویم
    به‌سان ابر که با توفان
    به‌سان علف که با صحرا
    به‌سان باران که با دریا
    به‌سان پرنده که با بهار
    به‌سان درخت که با جنگل سخن‌می‌گوید
    زیرا که من
    ریشه‌های تو را دریافته‌ام
    زیرا که صدای من
    با صدای تو آشناست.

    ReplyDelete