رگ خواب این دل تو دست تو بوده
ترک های قلبم شکست تو بوده
منو با یک لبخند به ابرا کشوندی
با یک قطره اشکت به آتش نشوندی
مدارا نکردی با دلواپسی هام
ندیده گرفتی غم بی کسیمو
با این آرزویی که بی تو محاله
یک شب خواب آروم فقط یک خیاله
چقد حیفه این عشق همینطور هدر شه
یکی از من و تو بره دربه در شه
باید سر کنم تاهمین جای خالیت
حالا تو نبودم بگو در چه حالی
مدارا نکردی با دلواپسی هام
ندیده گرفتی غم بی کسیمو
با این آرزویی که بی تو محامه
یک شب خواب آروم
فقط یک خیاله
در خلوت روشن با تو گریستهام
ReplyDeleteبرای خاطر زندهگان،
و در گورستان تاریک با تو خواندهام
زیباترین سرودها را
زیرا که مردهگان این سال
عاشقترین زندهگان بودهاند.
دستات را به من بده
دستهای تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخنمیگویم
بهسان ابر که با توفان
بهسان علف که با صحرا
بهسان باران که با دریا
بهسان پرنده که با بهار
بهسان درخت که با جنگل سخنمیگوید
زیرا که من
ریشههای تو را دریافتهام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست.